|
دختری از جنس باران |
|||
|
پنجشنبه 04 آبان 1391 :: 13:49 :: نويسنده : dokhtare-baran
زمستان
و یه عکس دیگه
پنجشنبه 04 آبان 1391 :: 13:24 :: نويسنده : dokhtare-baran
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگوئی داشتم. خداگفت: پس میخواهی با من گفتگو کنی؟ گفتم اگر وقت داشته باشید. خدا لبخند زد، وقت من ابدی است. چه سوالاتی در ذهن داری،که میخواهی از من بپرسی؟ پرسیدم؛چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب میکند؟ خدا پاسخ داد:اینکه آنها از بودن در دوران کودکی ملول میشوند. عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را میخورند. اینکه سلامتشان را صرف بدست آوردن پول میکنند و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند اینکه با نگرانی نسبت به آینده زمان حال فراموششان میشود. آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال. اینکه چنان زندگی میکنند که گوئی هرگز نخواهند مرد و چنان میمیرند که هرگز زنده نبودند........... دوشنبه 01 آبان 1391 :: 12:35 :: نويسنده : dokhtare-baran
نخستیـن سقـوط آزاد بشـر از لبـه فـضا
شنبه 29 مهر 1391 :: 12:37 :: نويسنده : dokhtare-baran
ببین چه خوشگله. حتما هم خیلی خوشمزه است.
شنبه 29 مهر 1391 :: 12:12 :: نويسنده : dokhtare-baran
بهترین غذا برای بیماران عصبی،انجیر میوه ای است شیرین و گوشتدار که درون آن پر از دانه های بسیار ریز است و پس از رسیدن شیرین و زرد رنگ می شود.
|